«يا موفق مي شويد يا كشورمان نابود خواهد شد.»
اين جمله را ژنرال رافائل ايتان عصر روز هفتم ماه ژوئن 1981 خطاب به خلبانان 16 هواپيماي اسرائيلي گفت كه عازم يك عميات سري در خاك عراق بودند. اهميت اين عمليات به حدي بود كه رئيس وقت ستاد ارتش اسرائيل شخصاً وظيفه توجيه خلبانان را به عهده گرفته بود. در ساعت 15 و 55 دقيقه نخستين فروند از هواپيماهاي اف-15 و اف-16 اسرائيل، پايگاه «اتزيون» واقع در جنوب اسرائيل را ترك كرد. مقصد آنها شهر كوچك توويته در نزديكي بغداد بود. هواپيماها فاصله 1100 كيلومتري مرز اسرائيل تا هدف را با پرواز در ارتفاع كم طي كردند و ساعت 17 و 35 دقيقه در نور كمرنگ غروب بمبهاي خود را به سوي هدف رها كردند. پدافند هوايي عراق كه غافلگير شده بود بسيار دير به كار افتاد و هدف هواپيماهاي اسرائيلي در يك دقيقه و بيست ثانيه نابود شد. راه بازگشت كوتاه بود و به سرعت طي شد. ژنرال ايوري، فرمانده وقت نيروي هوايي اسرائيل كه در پايگاه منتظر بازگشت هواپيماهايش بود به رهبران اسرائيل گزارش داد كه عمليات كاملاً موفق بوده و دست كم فعلاً تهديد هستهاي عراق مرتفع شده است.
فرمان اين حمله را مناخيم بگين، نخست وزير وقت اسرائيل صادر كرده بودد.
اسرائيليها از دو سال پيش از آن، با نگراني فراوان شاهد تلاش صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي بودند. شاه بيت فعاليتهاي او يك رآكتور اتمي كوچك موسوم به «اوزيراك» بود كه با كمك فرانسويها و ايتالياييها در شهر توويته ساخته مي شد و قرار بود با پلوتونيوم كار كند. سازندگان اين رآكتور مي گفتند كه هدف آنها صلح آميز و تحقيقاتي است، اما بگين گزارشهايي از سرويسهاي امنيتي اسرائيل دريافت كرده بود كه خلاف اين ادعا را نشان مي داد.
نام «اوزيراك» از نام يكي از خدايان مصر باستان اقتباس شده بود: «اوزيريس»، خداي مرگ.
رهبران حزب كارگر -كه آن روز رقيب دولت ليكودي اسرائيل بود- سياست «صبر و نظاره» را در باره رآكتور عراقيها در پيش گرفته و به تلاشهاي ديپلماتيك و تماس با فرانسويها براي جلوگيري از پيشرفت عراق دل بسته بودند. اما بگين، نخست وزير تندرو و نه چندان خوشنام اسرائيل و رهبر حزب ليكود با اين روش موافق نبود. او عقيده داشت تنها راه حل واقعي، حمله نظامي به رآكتور عراقيها است. دو ماه پيش از حمله اسرائيل به «اوزيراك»، بگين گزارشي از وضعيت روانشناختي صدام حسين دريافت كرده بود كه صدام را عملگرايي سخت سر توصيف مي كرد كه حيلهگر، خودپسند، بي رحم و شجاع است و اگر در يك عمل مخاطره آميز شانسي براي ارضاي بلند پروازيهاي خودبزرگ بينانهاش بيابد، بدون سنجش درست عواقب آن، به عمل دست خواهد زد. بنا بر اين، اگر او تصور كند با يك حمله اتمي مي تواند به اسرائيل ضربه مهلكي وارد و از اين طريق خود را به عنوان رهبر جهان عرب مطرح كند، اين كار را خواهد كرد. اين گزارش كه توسط موساد تهيه شده بود مي افزود: صدام حسين در چنين شرايطي به احتمال تلافي اسرائيل و پي آمد آن يعني نابودي و مرگ در عراق به خوبي نخواهد انديشيد.
براي بگين به عنوان يكي از بازماندگان نسل كشي يهوديان در اروپا، چنين شخصيتي يادآور هيتلري بود كه با استفاده از بمب هسته اي، شكل مدرن نسل كشي قوم يهود را دنبال مي كند. او كه سالها به عنوان يك چريك شهري جنگيده بود به خوبي مي دانست كه قانون اول در جنگ، وارد كردن نخستين ضربه به شكلي مهلك است و كسي كه در زدن ضربه اول ترديد كند، ضربه را خواهد خورد: ترسو مي ميرد.
دو دهه طول كشيد تا قدرتمندترين رهبران جهان اين منطق را به طور كامل بپذيرند و به كار گيرند. حمله اسرائيل به رآكتور «اوزيراك» در 1981 توسط كشورهاي جهان به سختي محكوم شد. حتي كاخ سفيد، حامي اصلي اسرائيل در جهان، در پي اين حمله از كنگره آمريكا خواست با توجه به نقض جدي قانون منع استفاده از سلاحهاي آمريكايي براي اهداف تهاجمي، مجازاتهايي عليه اسرائيل تصويب كند. شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامهاي صادر و در آن اين حمله را به شدت محكوم كرد. اگر تهديد آمريكا به وتو نبود اين شورا عليه اسرائيل تحريمهاي بسيار سختي وضع مي كرد. سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) نيز كه دريافته بود اين عمليات بدون استفاده از عكسهاي هوايي منطقه كه توسط ماهوارههاي آمريكايي گرفته مي شد ممكن نبوده است، همكاري اش را در زمينه تصاوير ماهوارهاي با موساد محدودتر كرد.
در واقع آن روز هيچ كس از تصميم اسرائيل در حمله پيشگيرانه به تاسيسات اتمي عراق پشتيباني نكرد. 11 سپتامبري لازم بود تا جهان معناي واقعي و عملي ضرورت پيشدستي در حمله، براي پيشگيري از تهاجم را دريابد. رهبران سياسي و افكار عمومي مردم جهان، امروز تا حدود زيادي منطق پيشدستي در زدن ضربه اول را پذيرفتهاند. اما اين منطق از سالها پيش توسط رهبران برخي كشورهاي ديگر هم كه حكومتهايشان توانايي يا تمايلي براي جذب شدن در جامعه جهاني را نداشتند، به عنوان يك راهبرد به كار گرفته شده بود.
شايد بتوان انگيزه صدام حسين در تلاش براي دستيابي به موشكهاي دوربرد يا سلاحهاي اتمي، بيولوژيك و شيميايي را با توجه به سابقه ستيزه جوييهاي او تا حدودي «تهاجمي» ارزيابي كرد؛ اما به نظر مي رسد اين نوع تلاشها در مورد كشورهايي چون كره شمالي و ايران دلايل ديگري داشته باشد.
بسياري از كارشناسان امور دفاعي را عقيده بر اين است كه تلاشهاي پيونگ يانگ در زمينه سلاحهاي كشتار جمعي، دست كم از مرحلهاي به بعد، بيشتر براي مطرح كردن اين كشور و جلب توجه غرب بوده است. كره شمالي در ميان سه كشوري كه توسط ايالات متحده «محور شرارت» ناميده شدهاند، بيش از دو كشور ديگر يعني ايران و عراق در زمينه توسعه سلاحهاي كشتار جمعي پيشرفت داشته است. كارشناسان عقيده دارند كه پيونگ يانگ علاوه بر در اختيار داشتن و صدور تكنولوژي ساخت موشكهاي بالستيك، در زمينه توليد سلاحهاي بيولوژيك و هستهاي نيز فعاليتهاي موفقيت آميزي داشته است. كره شمالي كه از دهه 1960 در پي ساخت سلاح بيولوژيك بود در 1987 به پيمان بين المللي منع ساخت اين نوع سلاح پيوست. با اين وجود اين كشور تاسيسات و متخصصاني در اختيار دارد كه هرگاه اراده كند مي توانند در مدت كوتاهي برايش سلاحهاي ساده بيولوژيك بسازند.
از سوي ديگر كره شمالي سالهاست بر سر برنامههاي اتمي اش با ايالات متحده به گفتگو و معامله پرداخته و در ازاي توقف اين برنامهها، امتيازات اقتصادي فراواني كسب كرده است، هر چند آمريكاييها پس از حادثه 11 سپتامبر نشان دادند از بازي پيونگ يانگ با مرگ براي كسب امتيازات اقتصادي خوششان نمي آيد.
تهران اما، در تلاش براي دستيابي به چنين سلاحهايي انگيزه ديگري داشته است. ايران در جنگ هشت سالهاش با عراق از موشكهاي دور برد عراق و سلاحهاي شيميايي اين كشور آسيبهاي زيادي ديد. هنوز هم در تهران مرتباً پيكرهاي كساني را تشييع مي كنند كه پس از سالها تحمل رنج ناشي از جراحتهاي شيميايي دوران جنگ، در اثر اين جراحات درگذشتهاند. همچنين مردم تهران و ساير شهرهاي بزرگ، هنوز كابوس جنگ شهرها را كه عراق با استفاده از موشكهايش به راهانداخته بود به خاطر دارند. حملات موشكي و شيميايي عراق عليه ايران در شرايطي صورت گرفت كه برخي حمايتهاي غرب از عراق، حس طردشدگي و انزواي رهبران ايران را شدت مي بخشيد. طبعاً خشم ناشي از ناتواني در دفاع در برابر چنين سلاحهايي در كنار اين حس انزوا، اين رهبران را به تلاش براي دستيابي به سلاحهاي مشابه تشويق مي كرد.
روزنامه واشينگتن پست در گزارشي از يك متخصص برجسته موشكي روسيه كه بارها به ايران سفر كرده، نقل كرده است كه او در نخستين سفرش به ايران در سال 1996 از مشاهده متخصصان موشكي خارجي كه آزادانه در تهران پرسه مي زدند تعجب كرده است: «به رغم تلاش ايرانيها براي دور نگاه داشتن اين كارشناسان از يكديگر، آنها هر چندوقت يكبار به تصادف در هتل يا رستوراني يكديگر را مي ديدند. البته همه اين كارشناسان كارآزموده روس و اوكرايني به بهانه برگزاري كنفرانس و سخنراني براي دانشجويان ايراني در باره تكنولوژي موشكي به تهران دعوت شده بودند.»
از نگاه ايالات متحده حضور اين گروه در تهران نماد يكي از جدي ترين چالشهاي عصر پس از جنگ سرد، يعني خطر تكثير موشكهاي بالستيك قاره پيما بود. كابوس يك كشور «ياغي» چون ايران كه به موشكهاي دوربرد نيز مجهز شده باشد يكي از دلايل تصميم پرزيدنت بوش مبني بر خروج از پيمان ضد موشكهاي بالستيك 1972 با روسيه (شوروي) و پيگيري برنامه سپر دفاع ضد موشكي آمريكا بود. در جولاي 1998 يك كمسيون كنگره ايالات متحده كه رياست آن را دونالد رامسفلد، وزير دفاع كنوني آمريكا به عهده داشت، پيش بيني كردكه ايران در پنج سال، توانايي آسيب رساندن جدي به منافع ايالات متحده را به دست خواهد آورد. اين پيش بيني درست پس از نخستين آزمايش پرتاب موشك شهاب-3 توسط ايران اعلام مي شد.
گفته مي شود موشك ايراني شهاب-3 يا زلزال اقتباسي از موشك نودانگ-1 كره شمالي است. نودانگ-1خود از موشكهاي اسكاد روسي الگوبرداري شده است و 1000 تا 1300 كيلومتر برد دارد. بنا به گزارشهاي منابع اطلاعاتي و نظامي غرب، ايران تلاش كرده است تا با ايجاد تغييراتي در نودانگ، برد آن را به 1500 كيلومتر افزايش دهد و اين توانايي را در آن ايجاد كند كه كلاهكي به وزن 750 تا 1000 كيلو گرم را حمل كند. در اواسط سال 1997 اسرائيليها تخمين زده بودند كه پروژه شهاب-3 ظرف دو سال (يعني تا پايان 1999) تكميل و عملياتي خواهد شد. در 15 دسامبر 1997 ماهوارههاي آمريكايي در تاسيسات تحقيقاتي گروه صنعتي شهيد همت در جنوب تهران نشانههايي از آزمايش اين موشك را ثبت كرده بودند. اين آزمايشها مطابق گزارشهاي ضد و نقيض منابع مختلف شش تا هشت بار در سال 1997 تكرار شده بود.
در 22 جولاي 1998 نخستين آزمايش پرتاب شهاب-3 انجام شد و حدود 2 دقيقه ادامه يافت. اين موشك در ساعت 6 صبح از سايتي در 100 مايلي جنوب شرقي تهران پرتاب و بلافاصله توسط دو يا سه ماهواره آمريكايي رديابي شد. موشك پرتاب شده پس از اينكه به مدت 100 ثانيه به سوي جنوب شرق پرواز كرد، منفجر شد. در باره علت اين انفجار اتفاق نظر وجود ندارد. انفجار موشك هنگامي رخ داده بود كه سوخت آن در حال پايان يافتن بود. در يك پرواز عملياتي اين لحظه، لحظه ايست كه كلاهك انفجاري از موشك جدا مي شود و به سوي هدف مي رود. از آنجا كه موشك در آسمان منفجر شده بود و ماهوارههاي آمريكايي اين انفجار را ثبت كرده بودند، نخست اين تصور بوجود آمد كه اين آزمايش شكست خورده است. اما برخي از كارشناسان آمريكايي پس از بررسي دقيق اطلاعات فني به اين نتيجه رسيدند كه آزمايش مذكور در واقع موفق بوده است. به عقيده آنها، آزمايش كنندگان ايراني پس از اينكه از نتيجه آزمايش راضي شدهاند، موشك را با كنترل از راه دور منفجر كردهاند.
اما گروهي از متخصصان آمريكايي و اسرائيلي نظر ديگري دارند. آنها مي گويند اين آزمايش به دليل بروز مشكلاتي در موتور ساخت ايران موشك شكست خورده است. اين كارشناسان با بررسي پرتابهاي آزمايشي متعدد موشك شهاب -3 در سالهاي 1998 تا 2000 به اين نتيجه رسيدهاند كه آزمايش نسبتاً موفق اين موشك در اوايل سال 2000 هم تنها پس جايگزيني موتور ايراني با يك موتور كره اي، چند ساعت قبل از پرتاب، امكان پذير شده است.
ماهوارههاي جاسوسي آمريكا در نوامبر 1999 در فرودگاهي نزديك پيونگ يانگ، 12 موتور نودانگ را مشاهده كرده بودند كه به يك هواپيماي باري ايراني انتقال مي يافت؛ به نظر مي رسد موتور جايگزين شده، يكي از اين موتورها بوده است. يك كارشناس برجسته دولت اسرائيل از اين انتقال نتيجه گرفت كه ايران در ساخت موتور موشك شهاب-3 با دردسر بزرگي روبرو شده است، ولي مي خواهد آزمايشهايش را موفق جلوه دهد.
اصرار ايران بر نمايش موفقيت موشكهايش زير نگاه ماهوارههاي مدرن جاسوسي، نظري را تقويت مي كند كه «واديم وروبي» رئيس بخش آموزش انستيتو هوانوردي مسكو در مصاحبهاي با واشينگتن پست مطرح كرده بود. وروبي-همان كارشناسي كه از ديدن متخصصان موشكي خارجي در تهران به شگفت آمده بود-ابراز عقيده كرده است كه دعوت متخصصان موشكي روس به ايران بيشتر براي دامن زدن به اين توهم بوده است كه ايران در حال برداشتن گامهاي سريعي به سوي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ موشكي است و در آينده خواهد توانست ايالات متحده آمريكا را هدف قرار دهد. او مي گويد: «ايرانيها هم كارشناساني را كه مورد نيازشان است و هم آنهايي را كه مورد نيازشان نيست به ايران مي برند. چيزي در اين ميان مصنوعي است. آنها سعي دارند نشان دهند كه تعداد زيادي از متخصصان روس را در اختيار دارند و از اين طريق مي خواهند ديگران را بترسانند.»
در اين ميان آنچه مسلم است اين واقعيت است كه ايران چه در برنامه موشكي اش واقعاً موفق باشد و چه تنها هراس افكندن در دل «دشمنانش» را از طريق اين برنامهها پي گرفته باشد، هم اكنون دست كم چند موتور كرهاي نودانگ در اختيار دارد و ممكن است بتواند با مهارت و دانشي كه در اين مدت به دست آورده، به وسيله اين موتورها، موشكهايي را عليه اهدافي در اسرائيل پرتاب كند.
اسرائيل پيشتر و در جريان جنگ خليج فارس چند بار توسط موشكهاي عراقي هدف قرار گرفته است و ممكن است به نظر برسد خطر اصابت چند موشك كوچك براي كشوري كه مدام حملات انفجاري فلسطينيان را تجربه مي كند، چندان هراس انگيز نباشد. اما اين موشكها همه ماجرا نيستند.
روزنامه نيويورك تايمز در شماره 7 ژانويه 2000 خود گزارشي از آخرين ارزيابي سازمان سيا در باره توان هستهاي ايران انتشار داد كه نگرانيهاي بسياري بر انگيخت. سازمان جاسوسي آمريكا در ارزيابي مذكور اين احتمال را مطرح كرده بود كه ايران «هم اكنون» قادر به ساخت يك بمب اتمي باشد. البته در خود اين گزارش تاكيد شده بود كه اين ارزيابي بر شواهدي كه نشان دهنده پيشرفت ناگهاني ايران در برنامههاي هستهاي اش باشد، استوار نيست؛ بلكه بيشتر ناظر به اين حقيقت است كه ردگيري تلاش فزاينده ايران در بازار سياه، براي دستيابي به مواد هستهاي عملاً ممكن نيست و اين احتمال وجود دارد كه اين كشور بدون اينكه كسي از آن مطلع شده باشد حتي چنين موادي را به دست آورده باشد.
به رغم اين اظهار نظر، عموم كارشناسان عقيده دارند كه ايران در حال حاضر سلاح هستهاي در اختيار ندارد. مقامات تهران نيز همواره هرگونه تلاش براي به دست آوردن چنين سلاحي را تكذيب كردهاند؛ هرچند گاهي در اظهار نظرهايشان بي دقتي كردهاند، بي دقتياي كه مي تواند برايشان بسيار گران تمام شود.
برنامه اتمي ايران پيش از انقلاب 57 آغاز شده بود. اين برنامه 20 رآكتور توليد انرژي را شامل مي شد كه ساخت دو تا از آنها در بوشهر آغاز شده بود. اين برنامه پس از آغاز جنگ ايران و عراق و در پي بمباران محل ساخت رآكتورها متوقف شد و تا پايان جنگ تقريباً راكد ماند.
ايران كه در سال 1970 معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي را امضا كرد از سال 1992 به آژانس بين المللي انرژي اتمي اجازه داده است كه تاسيسات اتمي اش را مورد بازديد قرار دهد. اما برخي از كارشناسان معتقدند به رغم تلاش ايران براي پيروي دقيق از معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي، اين كشور برنامههايش را به گونهاي طراحي كرده است كه هرگاه بخواهد بتواند از مهارتها و تجهيزاتش براي ساخت سلاح هستهاي استفاده كند.
آژانس بين المللي انرژي اتمي كه به طور مداوم از تاسيسات هستهاي ايران بازديد مي كند تا كنون هيچ گزارشي از نقض قوانين بين المللي از سوي ايران منتشر نكرده است. اما كارشناسان امور نظامي و اطلاعاتي هدف ايران از استقرار تاسيسات و فعاليتهاي هستهاي اش در مناطق جغرافيايي مختلف را، كاهش خطر شناسايي و كاستن از آسيب پذيري آنها در برابر حملات احتمالي نظامي مي دانند. شناخته شده ترين اين تاسيسات در بوشهر، بناب، اصفهان، قزوين، كرج و. . . قرار دارند.
يكي از اعضاي «شوراي ملي مقاومت ايران» كه يك گروه مخالف دولت ايران است در 15 اوت 2002 در واشينگتن به خبرنگاران گفت كه شواهدي در دست دارد مبني بر اين كه ايران دو مركز سري اتمي در نطنز و اراك در اختيار دارد. اين دو مركز از نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي خارج است و گفته مي شود از آنها براي تهيه سوخت اتمي و تحقيق و تجربه استفاده مي شود. با وجود قرار داشتن شوراي ملي مقاومت در ليست وزارت خارجه ايالات متحده از سازمانهاي تروريستي، مقامات آمريكايي گفتهاند كه اين اطلاعات را جدي تلقي خواهند كرد.
عقيده رايج ميان كارشناسان سلاحهاي اتمي بر اين است كه ايران در پي به دست آوردن تكنولوژي غني سازي اورانيوم است و در كنار آن روي سوخت پلوتونيوم هم كار مي كند. اين كارشناسان همچنين معتقدند كه ايران براي صرفه جويي در زمان و تسريع در برنامههايش، به موازات تلاش براي توليد سوخت اتمي، براي خريد آن ـ عمدتاً از منابعي در شوروي سابق ـ اقدام كرده است. در سال 1991 گزارشهاي مطبوعاتي فراواني در باره خريد 4 كلاهك اتمي قزاقستان توسط ايران منتشر شد. اما اين گزارشها هرگز تاييد نشد و به نظر نمي رسد كه درست باشد. البته ايران از اوايل دهه 1990 تجهيزات فراواني از اروپا، چين، روسيه و كشورهاي آسياي ميانه خريده است كه كاربرد دوگانه دارند و بعضي از آنها براي غني سازي اورانيوم به كار مي آيد.
در طول سالهاي اخير ارزيابيهاي مختلفي از مدت زماني كه ايران با دستيابي به سلاح اتمي فاصله دارد منتشر شده است. آمريكاييها و اسرائيليها در سال 1992 اين مدت را هشت سال برآورد كرده بودند. سه سال بعد جان هولوم، رئيس آژانس خلع سلاح و كنترل تسليحات وزارت دفاع آمريكا پيش بيني كرد كه ايران تا سال 2003 به سلاح اتمي دست مي يابد. هم او در سال 1997 گفت كه ايران اين توانايي را بين سالهاي 2005 تا 2007 به دست خواهد آورد. در سال 1998 آمريكاييها اين احتمال را مطرح كردند كه در سال 2005 ايران يك كشور اتمي خواهد بود. اما گزارش 29 جولاي 2002 روزنامه واشينگتن پست نشان داد كه اطلاعات تازه تر، ايالات متحده و اسرائيل را نسبت به زمان دستيابي ايران به بمب اتمي به شدت نگران كرده است. اين اطلاعات صحت پيشبينيهاي مذكور را مورد ترديد قرار مي داد.
به نوشته واشينگتن پست ماهوارههاي جاسوسي، تصاويري از نيروگاه اتمي بوشهر گرفته بودند كه به عقيده كارشناسان نشان دهنده تجهيز اين نيروگاه به لولههاي خنك كننده، پمپها و دستگاههايي بود كه در مراحل نهايي تكميل يك نيروگاه به كار مي آيد. اين تصاوير همچنين نشان دهنده استقرار سلاحهاي ضد هوايي جديد در اطراف نيروگاه بوشهر بود.
چند روز پيش از انتشار اين گزارش روزنامه اسرائيلي هاآرتص از تشكيل جلسه فوق العاده شوراي امنيت ملي اين كشور براي بازنگري در سياست اسرائيل در قبال ايران خبر داده بود. اسرائيل بارها از نيروگاه اتمي بوشهر به عنوان تهديدي براي امنيت ملي خود نام برده است و نسبت به تكميل آن هشدار داده است. واشينگتن پست در گزارشش اين هشدارها را با يادآوري سرنوشت «اوزيراك» همراه كرده است و در پايان به نقل از جان پايك، رئيس «مركز پژوهشهاي بي طرفانه اطلاعاتي و نظامي» آورده است: «در طول يكسال آينده آمريكا و اسرائيل يا به تأسيسات اتمي ايران حمله مي كنند و يا تن مي دهند به اينكه ايران به كشوري اتمي تبديل شود».
كمتر از دو ماه پس از انتشار اين گزارش، در 23 سپتامبر 2002 آلكساندر روميانتسف، وزير انرژي اتمي روسيه به اينتر فاكس گفت كه نيروگاه 1000 مگاواتي بوشهر تا پايان سال 2003 به بهره برداري مي رسد. وي بدون اشاره به سخنان چندي پيش مقامات ديگر روسيه كه از برنامه اين كشور براي ساخت 5 رآكتور ديگر در ايران سخن گفته بودند، اعلام كرد كه روسيه برنامه اتمي ديگري در ايران ندارد.
آنچه تكميل نيروگاه بوشهر را ـ كه زير نظر آژانس بين المللي انرژي اتمي فعاليت مي كند ـ به يك تهديد تبديل كرده است اين نكته است كه سوخت اتمي مورد استفاده در چنين نيروگاهي، پس از مصرف، براي ساخت سلاح اتمي به كار مي آيد. هرچند در اوايل سپتامبر، روسيه گفت طرحي براي خارج كردن باقيمانده سوخت نيروگاه بوشهر در دست دارد، هنوز ايران موافقت خود را با چنين طرحي اعلام نكرده است.
در «دوسيه عراق» كه هفته گذشته توسط توني بلر، نخست وزير انگليس ارائه شد و از آن به عنوان كيفر خواستي عليه حكومت صدام حسين و توجيه ضرورت حمله به عراق ياد مي شود، بيش از هر چيز بر برنامههاي توليد سلاح كشتار جمعي اين كشور تاكيد شده است. واقعيت اين است كه متقاعد كردن جهان براي حمله نظامي به يك كشور و ساقط كردن حكومت آن با تكيه بر نقض گسترده حقوق بشر در آن كشور يا هر چيز ديگري كه بر تهديد مستقيم و جدي «امنيت جهان» دلالت نكند بسيار دشوار است، اما آنچه به مثابه «چشم اسفنديار»، كشورهاي «ياغي» را در پيشگاه افكار عمومي جهان آسيب پذير مي كند، هر نوع توانايي ايست كه براي امنيت جهانيان «تهديد» محسوب شود.
دولت ايالات متحده آمريكا در اعلام سياستهاي راهبردي جديدش به صراحت مي گويد: «بزرگترين خطري كه ملت آمريكا را تهديد مي كند، استفاده از فناوري براي مقاصد تندروانه است... ما در مورد سلاحهاي كشتار جمعي، خواستار ممانعت از گسترش آنها و از بين بردن تهديدها پيش از بروز و عملي شدنشان هستيم... نيروهاي نظامي آمريكايي آنقدر قوي هستند كه هر كشوري را كه براي مقابله با آمريكا تلاش كند، از اين كار باز مي دارند.»
***
اسرائيل در سال 1981، هنگامي كه براي حمله به «اوزيراك» تحت فشار قرار گرفته بود؛ براي اثبات تهديد آميز بودن فعاليتهاي اين رآكتور بيش از هر دليل و شاهدي بر يك اظهار نظر نسنجيده مقامات عراقي تكيه مي كرد. هنگامي كه ايران حمله ناموفقي عليه «اوزيراك» انجام داده بود، مقامات عراقي گفته بودند كه اين رآكتور اساساً تهديدي عليه ايران نيست؛ بلكه هدف فعاليت آن «دشمن صهيونيستي» است. در نهايت كسي تاكيد صدباره مقامات عراقي و فرانسوي بر غير نظامي بودن مقاصد «اوزيراك» را در برابر اين اظهار نظر صريح نپذيرفت.
مقامات ايراني نيز صدها بار بر غير نظامي بودن فعاليتهاي اتمي ايران تاكيد كردهاند، اما سايت اينترنتي «فدراسيون دانشمندان آمريكا» در معرفي برنامههاي اتمي ايران در كنار اين تاكيدات، جملهاي را از آيتالله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران نقل كرده است كه وي در سال 1365، هنگامي كه رئيس جمهور ايران بود خطاب به كاركنان «سازمان انرژي اتمي ايران» گفته است.
«ما هم اكنون به انرژي اتمي نياز داريم... كشور ما همواره مورد تهديد خارجي بوده است. كمترين كاري كه ما مي توانيم در اين رويارويي انجام دهيم اين است كه به دشمنانمان بفهمانيم توان دفاع از خود را داريم. لذا هر قدمي كه شما اينجا بر مي داريد، براي دفاع از كشور و انقلابتان است. با چنين انگيزهاي شما بايد به سختي و به سرعت كار كنيد...»
بهزاد فرهمند 10 مهرماه1381- تهران
----------------------------------------------------------
منابع:
" Iran's Emerging Nuclear Plant Poses Test For U. S " Washingtonpost , Dana Priest , 29 July 2002
" Israel's Air Strike Against The Osiraq Reactor: A Retrospective " Anthony D'Amato 1996
" A Story Of Iran's Quest For Power " Washingtonpost , Michael Dobbs , 13 January 2002
" C. I. A Tells Clinton an Iranian A-Bomb Can't Be Ruled Out " new york times 17
January 2000 " Iran's Nuclear Facilities: a Profile " Andrew Koch & Jeanette Wolf , Center For Nonproliferation Studies
F. A. S Documents
اين جمله را ژنرال رافائل ايتان عصر روز هفتم ماه ژوئن 1981 خطاب به خلبانان 16 هواپيماي اسرائيلي گفت كه عازم يك عميات سري در خاك عراق بودند. اهميت اين عمليات به حدي بود كه رئيس وقت ستاد ارتش اسرائيل شخصاً وظيفه توجيه خلبانان را به عهده گرفته بود. در ساعت 15 و 55 دقيقه نخستين فروند از هواپيماهاي اف-15 و اف-16 اسرائيل، پايگاه «اتزيون» واقع در جنوب اسرائيل را ترك كرد. مقصد آنها شهر كوچك توويته در نزديكي بغداد بود. هواپيماها فاصله 1100 كيلومتري مرز اسرائيل تا هدف را با پرواز در ارتفاع كم طي كردند و ساعت 17 و 35 دقيقه در نور كمرنگ غروب بمبهاي خود را به سوي هدف رها كردند. پدافند هوايي عراق كه غافلگير شده بود بسيار دير به كار افتاد و هدف هواپيماهاي اسرائيلي در يك دقيقه و بيست ثانيه نابود شد. راه بازگشت كوتاه بود و به سرعت طي شد. ژنرال ايوري، فرمانده وقت نيروي هوايي اسرائيل كه در پايگاه منتظر بازگشت هواپيماهايش بود به رهبران اسرائيل گزارش داد كه عمليات كاملاً موفق بوده و دست كم فعلاً تهديد هستهاي عراق مرتفع شده است.
فرمان اين حمله را مناخيم بگين، نخست وزير وقت اسرائيل صادر كرده بودد.
اسرائيليها از دو سال پيش از آن، با نگراني فراوان شاهد تلاش صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي بودند. شاه بيت فعاليتهاي او يك رآكتور اتمي كوچك موسوم به «اوزيراك» بود كه با كمك فرانسويها و ايتالياييها در شهر توويته ساخته مي شد و قرار بود با پلوتونيوم كار كند. سازندگان اين رآكتور مي گفتند كه هدف آنها صلح آميز و تحقيقاتي است، اما بگين گزارشهايي از سرويسهاي امنيتي اسرائيل دريافت كرده بود كه خلاف اين ادعا را نشان مي داد.
نام «اوزيراك» از نام يكي از خدايان مصر باستان اقتباس شده بود: «اوزيريس»، خداي مرگ.
رهبران حزب كارگر -كه آن روز رقيب دولت ليكودي اسرائيل بود- سياست «صبر و نظاره» را در باره رآكتور عراقيها در پيش گرفته و به تلاشهاي ديپلماتيك و تماس با فرانسويها براي جلوگيري از پيشرفت عراق دل بسته بودند. اما بگين، نخست وزير تندرو و نه چندان خوشنام اسرائيل و رهبر حزب ليكود با اين روش موافق نبود. او عقيده داشت تنها راه حل واقعي، حمله نظامي به رآكتور عراقيها است. دو ماه پيش از حمله اسرائيل به «اوزيراك»، بگين گزارشي از وضعيت روانشناختي صدام حسين دريافت كرده بود كه صدام را عملگرايي سخت سر توصيف مي كرد كه حيلهگر، خودپسند، بي رحم و شجاع است و اگر در يك عمل مخاطره آميز شانسي براي ارضاي بلند پروازيهاي خودبزرگ بينانهاش بيابد، بدون سنجش درست عواقب آن، به عمل دست خواهد زد. بنا بر اين، اگر او تصور كند با يك حمله اتمي مي تواند به اسرائيل ضربه مهلكي وارد و از اين طريق خود را به عنوان رهبر جهان عرب مطرح كند، اين كار را خواهد كرد. اين گزارش كه توسط موساد تهيه شده بود مي افزود: صدام حسين در چنين شرايطي به احتمال تلافي اسرائيل و پي آمد آن يعني نابودي و مرگ در عراق به خوبي نخواهد انديشيد.
براي بگين به عنوان يكي از بازماندگان نسل كشي يهوديان در اروپا، چنين شخصيتي يادآور هيتلري بود كه با استفاده از بمب هسته اي، شكل مدرن نسل كشي قوم يهود را دنبال مي كند. او كه سالها به عنوان يك چريك شهري جنگيده بود به خوبي مي دانست كه قانون اول در جنگ، وارد كردن نخستين ضربه به شكلي مهلك است و كسي كه در زدن ضربه اول ترديد كند، ضربه را خواهد خورد: ترسو مي ميرد.
دو دهه طول كشيد تا قدرتمندترين رهبران جهان اين منطق را به طور كامل بپذيرند و به كار گيرند. حمله اسرائيل به رآكتور «اوزيراك» در 1981 توسط كشورهاي جهان به سختي محكوم شد. حتي كاخ سفيد، حامي اصلي اسرائيل در جهان، در پي اين حمله از كنگره آمريكا خواست با توجه به نقض جدي قانون منع استفاده از سلاحهاي آمريكايي براي اهداف تهاجمي، مجازاتهايي عليه اسرائيل تصويب كند. شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامهاي صادر و در آن اين حمله را به شدت محكوم كرد. اگر تهديد آمريكا به وتو نبود اين شورا عليه اسرائيل تحريمهاي بسيار سختي وضع مي كرد. سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) نيز كه دريافته بود اين عمليات بدون استفاده از عكسهاي هوايي منطقه كه توسط ماهوارههاي آمريكايي گرفته مي شد ممكن نبوده است، همكاري اش را در زمينه تصاوير ماهوارهاي با موساد محدودتر كرد.
در واقع آن روز هيچ كس از تصميم اسرائيل در حمله پيشگيرانه به تاسيسات اتمي عراق پشتيباني نكرد. 11 سپتامبري لازم بود تا جهان معناي واقعي و عملي ضرورت پيشدستي در حمله، براي پيشگيري از تهاجم را دريابد. رهبران سياسي و افكار عمومي مردم جهان، امروز تا حدود زيادي منطق پيشدستي در زدن ضربه اول را پذيرفتهاند. اما اين منطق از سالها پيش توسط رهبران برخي كشورهاي ديگر هم كه حكومتهايشان توانايي يا تمايلي براي جذب شدن در جامعه جهاني را نداشتند، به عنوان يك راهبرد به كار گرفته شده بود.
شايد بتوان انگيزه صدام حسين در تلاش براي دستيابي به موشكهاي دوربرد يا سلاحهاي اتمي، بيولوژيك و شيميايي را با توجه به سابقه ستيزه جوييهاي او تا حدودي «تهاجمي» ارزيابي كرد؛ اما به نظر مي رسد اين نوع تلاشها در مورد كشورهايي چون كره شمالي و ايران دلايل ديگري داشته باشد.
بسياري از كارشناسان امور دفاعي را عقيده بر اين است كه تلاشهاي پيونگ يانگ در زمينه سلاحهاي كشتار جمعي، دست كم از مرحلهاي به بعد، بيشتر براي مطرح كردن اين كشور و جلب توجه غرب بوده است. كره شمالي در ميان سه كشوري كه توسط ايالات متحده «محور شرارت» ناميده شدهاند، بيش از دو كشور ديگر يعني ايران و عراق در زمينه توسعه سلاحهاي كشتار جمعي پيشرفت داشته است. كارشناسان عقيده دارند كه پيونگ يانگ علاوه بر در اختيار داشتن و صدور تكنولوژي ساخت موشكهاي بالستيك، در زمينه توليد سلاحهاي بيولوژيك و هستهاي نيز فعاليتهاي موفقيت آميزي داشته است. كره شمالي كه از دهه 1960 در پي ساخت سلاح بيولوژيك بود در 1987 به پيمان بين المللي منع ساخت اين نوع سلاح پيوست. با اين وجود اين كشور تاسيسات و متخصصاني در اختيار دارد كه هرگاه اراده كند مي توانند در مدت كوتاهي برايش سلاحهاي ساده بيولوژيك بسازند.
از سوي ديگر كره شمالي سالهاست بر سر برنامههاي اتمي اش با ايالات متحده به گفتگو و معامله پرداخته و در ازاي توقف اين برنامهها، امتيازات اقتصادي فراواني كسب كرده است، هر چند آمريكاييها پس از حادثه 11 سپتامبر نشان دادند از بازي پيونگ يانگ با مرگ براي كسب امتيازات اقتصادي خوششان نمي آيد.
تهران اما، در تلاش براي دستيابي به چنين سلاحهايي انگيزه ديگري داشته است. ايران در جنگ هشت سالهاش با عراق از موشكهاي دور برد عراق و سلاحهاي شيميايي اين كشور آسيبهاي زيادي ديد. هنوز هم در تهران مرتباً پيكرهاي كساني را تشييع مي كنند كه پس از سالها تحمل رنج ناشي از جراحتهاي شيميايي دوران جنگ، در اثر اين جراحات درگذشتهاند. همچنين مردم تهران و ساير شهرهاي بزرگ، هنوز كابوس جنگ شهرها را كه عراق با استفاده از موشكهايش به راهانداخته بود به خاطر دارند. حملات موشكي و شيميايي عراق عليه ايران در شرايطي صورت گرفت كه برخي حمايتهاي غرب از عراق، حس طردشدگي و انزواي رهبران ايران را شدت مي بخشيد. طبعاً خشم ناشي از ناتواني در دفاع در برابر چنين سلاحهايي در كنار اين حس انزوا، اين رهبران را به تلاش براي دستيابي به سلاحهاي مشابه تشويق مي كرد.
روزنامه واشينگتن پست در گزارشي از يك متخصص برجسته موشكي روسيه كه بارها به ايران سفر كرده، نقل كرده است كه او در نخستين سفرش به ايران در سال 1996 از مشاهده متخصصان موشكي خارجي كه آزادانه در تهران پرسه مي زدند تعجب كرده است: «به رغم تلاش ايرانيها براي دور نگاه داشتن اين كارشناسان از يكديگر، آنها هر چندوقت يكبار به تصادف در هتل يا رستوراني يكديگر را مي ديدند. البته همه اين كارشناسان كارآزموده روس و اوكرايني به بهانه برگزاري كنفرانس و سخنراني براي دانشجويان ايراني در باره تكنولوژي موشكي به تهران دعوت شده بودند.»
از نگاه ايالات متحده حضور اين گروه در تهران نماد يكي از جدي ترين چالشهاي عصر پس از جنگ سرد، يعني خطر تكثير موشكهاي بالستيك قاره پيما بود. كابوس يك كشور «ياغي» چون ايران كه به موشكهاي دوربرد نيز مجهز شده باشد يكي از دلايل تصميم پرزيدنت بوش مبني بر خروج از پيمان ضد موشكهاي بالستيك 1972 با روسيه (شوروي) و پيگيري برنامه سپر دفاع ضد موشكي آمريكا بود. در جولاي 1998 يك كمسيون كنگره ايالات متحده كه رياست آن را دونالد رامسفلد، وزير دفاع كنوني آمريكا به عهده داشت، پيش بيني كردكه ايران در پنج سال، توانايي آسيب رساندن جدي به منافع ايالات متحده را به دست خواهد آورد. اين پيش بيني درست پس از نخستين آزمايش پرتاب موشك شهاب-3 توسط ايران اعلام مي شد.
گفته مي شود موشك ايراني شهاب-3 يا زلزال اقتباسي از موشك نودانگ-1 كره شمالي است. نودانگ-1خود از موشكهاي اسكاد روسي الگوبرداري شده است و 1000 تا 1300 كيلومتر برد دارد. بنا به گزارشهاي منابع اطلاعاتي و نظامي غرب، ايران تلاش كرده است تا با ايجاد تغييراتي در نودانگ، برد آن را به 1500 كيلومتر افزايش دهد و اين توانايي را در آن ايجاد كند كه كلاهكي به وزن 750 تا 1000 كيلو گرم را حمل كند. در اواسط سال 1997 اسرائيليها تخمين زده بودند كه پروژه شهاب-3 ظرف دو سال (يعني تا پايان 1999) تكميل و عملياتي خواهد شد. در 15 دسامبر 1997 ماهوارههاي آمريكايي در تاسيسات تحقيقاتي گروه صنعتي شهيد همت در جنوب تهران نشانههايي از آزمايش اين موشك را ثبت كرده بودند. اين آزمايشها مطابق گزارشهاي ضد و نقيض منابع مختلف شش تا هشت بار در سال 1997 تكرار شده بود.
در 22 جولاي 1998 نخستين آزمايش پرتاب شهاب-3 انجام شد و حدود 2 دقيقه ادامه يافت. اين موشك در ساعت 6 صبح از سايتي در 100 مايلي جنوب شرقي تهران پرتاب و بلافاصله توسط دو يا سه ماهواره آمريكايي رديابي شد. موشك پرتاب شده پس از اينكه به مدت 100 ثانيه به سوي جنوب شرق پرواز كرد، منفجر شد. در باره علت اين انفجار اتفاق نظر وجود ندارد. انفجار موشك هنگامي رخ داده بود كه سوخت آن در حال پايان يافتن بود. در يك پرواز عملياتي اين لحظه، لحظه ايست كه كلاهك انفجاري از موشك جدا مي شود و به سوي هدف مي رود. از آنجا كه موشك در آسمان منفجر شده بود و ماهوارههاي آمريكايي اين انفجار را ثبت كرده بودند، نخست اين تصور بوجود آمد كه اين آزمايش شكست خورده است. اما برخي از كارشناسان آمريكايي پس از بررسي دقيق اطلاعات فني به اين نتيجه رسيدند كه آزمايش مذكور در واقع موفق بوده است. به عقيده آنها، آزمايش كنندگان ايراني پس از اينكه از نتيجه آزمايش راضي شدهاند، موشك را با كنترل از راه دور منفجر كردهاند.
اما گروهي از متخصصان آمريكايي و اسرائيلي نظر ديگري دارند. آنها مي گويند اين آزمايش به دليل بروز مشكلاتي در موتور ساخت ايران موشك شكست خورده است. اين كارشناسان با بررسي پرتابهاي آزمايشي متعدد موشك شهاب -3 در سالهاي 1998 تا 2000 به اين نتيجه رسيدهاند كه آزمايش نسبتاً موفق اين موشك در اوايل سال 2000 هم تنها پس جايگزيني موتور ايراني با يك موتور كره اي، چند ساعت قبل از پرتاب، امكان پذير شده است.
ماهوارههاي جاسوسي آمريكا در نوامبر 1999 در فرودگاهي نزديك پيونگ يانگ، 12 موتور نودانگ را مشاهده كرده بودند كه به يك هواپيماي باري ايراني انتقال مي يافت؛ به نظر مي رسد موتور جايگزين شده، يكي از اين موتورها بوده است. يك كارشناس برجسته دولت اسرائيل از اين انتقال نتيجه گرفت كه ايران در ساخت موتور موشك شهاب-3 با دردسر بزرگي روبرو شده است، ولي مي خواهد آزمايشهايش را موفق جلوه دهد.
اصرار ايران بر نمايش موفقيت موشكهايش زير نگاه ماهوارههاي مدرن جاسوسي، نظري را تقويت مي كند كه «واديم وروبي» رئيس بخش آموزش انستيتو هوانوردي مسكو در مصاحبهاي با واشينگتن پست مطرح كرده بود. وروبي-همان كارشناسي كه از ديدن متخصصان موشكي خارجي در تهران به شگفت آمده بود-ابراز عقيده كرده است كه دعوت متخصصان موشكي روس به ايران بيشتر براي دامن زدن به اين توهم بوده است كه ايران در حال برداشتن گامهاي سريعي به سوي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ موشكي است و در آينده خواهد توانست ايالات متحده آمريكا را هدف قرار دهد. او مي گويد: «ايرانيها هم كارشناساني را كه مورد نيازشان است و هم آنهايي را كه مورد نيازشان نيست به ايران مي برند. چيزي در اين ميان مصنوعي است. آنها سعي دارند نشان دهند كه تعداد زيادي از متخصصان روس را در اختيار دارند و از اين طريق مي خواهند ديگران را بترسانند.»
در اين ميان آنچه مسلم است اين واقعيت است كه ايران چه در برنامه موشكي اش واقعاً موفق باشد و چه تنها هراس افكندن در دل «دشمنانش» را از طريق اين برنامهها پي گرفته باشد، هم اكنون دست كم چند موتور كرهاي نودانگ در اختيار دارد و ممكن است بتواند با مهارت و دانشي كه در اين مدت به دست آورده، به وسيله اين موتورها، موشكهايي را عليه اهدافي در اسرائيل پرتاب كند.
اسرائيل پيشتر و در جريان جنگ خليج فارس چند بار توسط موشكهاي عراقي هدف قرار گرفته است و ممكن است به نظر برسد خطر اصابت چند موشك كوچك براي كشوري كه مدام حملات انفجاري فلسطينيان را تجربه مي كند، چندان هراس انگيز نباشد. اما اين موشكها همه ماجرا نيستند.
روزنامه نيويورك تايمز در شماره 7 ژانويه 2000 خود گزارشي از آخرين ارزيابي سازمان سيا در باره توان هستهاي ايران انتشار داد كه نگرانيهاي بسياري بر انگيخت. سازمان جاسوسي آمريكا در ارزيابي مذكور اين احتمال را مطرح كرده بود كه ايران «هم اكنون» قادر به ساخت يك بمب اتمي باشد. البته در خود اين گزارش تاكيد شده بود كه اين ارزيابي بر شواهدي كه نشان دهنده پيشرفت ناگهاني ايران در برنامههاي هستهاي اش باشد، استوار نيست؛ بلكه بيشتر ناظر به اين حقيقت است كه ردگيري تلاش فزاينده ايران در بازار سياه، براي دستيابي به مواد هستهاي عملاً ممكن نيست و اين احتمال وجود دارد كه اين كشور بدون اينكه كسي از آن مطلع شده باشد حتي چنين موادي را به دست آورده باشد.
به رغم اين اظهار نظر، عموم كارشناسان عقيده دارند كه ايران در حال حاضر سلاح هستهاي در اختيار ندارد. مقامات تهران نيز همواره هرگونه تلاش براي به دست آوردن چنين سلاحي را تكذيب كردهاند؛ هرچند گاهي در اظهار نظرهايشان بي دقتي كردهاند، بي دقتياي كه مي تواند برايشان بسيار گران تمام شود.
برنامه اتمي ايران پيش از انقلاب 57 آغاز شده بود. اين برنامه 20 رآكتور توليد انرژي را شامل مي شد كه ساخت دو تا از آنها در بوشهر آغاز شده بود. اين برنامه پس از آغاز جنگ ايران و عراق و در پي بمباران محل ساخت رآكتورها متوقف شد و تا پايان جنگ تقريباً راكد ماند.
ايران كه در سال 1970 معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي را امضا كرد از سال 1992 به آژانس بين المللي انرژي اتمي اجازه داده است كه تاسيسات اتمي اش را مورد بازديد قرار دهد. اما برخي از كارشناسان معتقدند به رغم تلاش ايران براي پيروي دقيق از معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي، اين كشور برنامههايش را به گونهاي طراحي كرده است كه هرگاه بخواهد بتواند از مهارتها و تجهيزاتش براي ساخت سلاح هستهاي استفاده كند.
آژانس بين المللي انرژي اتمي كه به طور مداوم از تاسيسات هستهاي ايران بازديد مي كند تا كنون هيچ گزارشي از نقض قوانين بين المللي از سوي ايران منتشر نكرده است. اما كارشناسان امور نظامي و اطلاعاتي هدف ايران از استقرار تاسيسات و فعاليتهاي هستهاي اش در مناطق جغرافيايي مختلف را، كاهش خطر شناسايي و كاستن از آسيب پذيري آنها در برابر حملات احتمالي نظامي مي دانند. شناخته شده ترين اين تاسيسات در بوشهر، بناب، اصفهان، قزوين، كرج و. . . قرار دارند.
يكي از اعضاي «شوراي ملي مقاومت ايران» كه يك گروه مخالف دولت ايران است در 15 اوت 2002 در واشينگتن به خبرنگاران گفت كه شواهدي در دست دارد مبني بر اين كه ايران دو مركز سري اتمي در نطنز و اراك در اختيار دارد. اين دو مركز از نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي خارج است و گفته مي شود از آنها براي تهيه سوخت اتمي و تحقيق و تجربه استفاده مي شود. با وجود قرار داشتن شوراي ملي مقاومت در ليست وزارت خارجه ايالات متحده از سازمانهاي تروريستي، مقامات آمريكايي گفتهاند كه اين اطلاعات را جدي تلقي خواهند كرد.
عقيده رايج ميان كارشناسان سلاحهاي اتمي بر اين است كه ايران در پي به دست آوردن تكنولوژي غني سازي اورانيوم است و در كنار آن روي سوخت پلوتونيوم هم كار مي كند. اين كارشناسان همچنين معتقدند كه ايران براي صرفه جويي در زمان و تسريع در برنامههايش، به موازات تلاش براي توليد سوخت اتمي، براي خريد آن ـ عمدتاً از منابعي در شوروي سابق ـ اقدام كرده است. در سال 1991 گزارشهاي مطبوعاتي فراواني در باره خريد 4 كلاهك اتمي قزاقستان توسط ايران منتشر شد. اما اين گزارشها هرگز تاييد نشد و به نظر نمي رسد كه درست باشد. البته ايران از اوايل دهه 1990 تجهيزات فراواني از اروپا، چين، روسيه و كشورهاي آسياي ميانه خريده است كه كاربرد دوگانه دارند و بعضي از آنها براي غني سازي اورانيوم به كار مي آيد.
در طول سالهاي اخير ارزيابيهاي مختلفي از مدت زماني كه ايران با دستيابي به سلاح اتمي فاصله دارد منتشر شده است. آمريكاييها و اسرائيليها در سال 1992 اين مدت را هشت سال برآورد كرده بودند. سه سال بعد جان هولوم، رئيس آژانس خلع سلاح و كنترل تسليحات وزارت دفاع آمريكا پيش بيني كرد كه ايران تا سال 2003 به سلاح اتمي دست مي يابد. هم او در سال 1997 گفت كه ايران اين توانايي را بين سالهاي 2005 تا 2007 به دست خواهد آورد. در سال 1998 آمريكاييها اين احتمال را مطرح كردند كه در سال 2005 ايران يك كشور اتمي خواهد بود. اما گزارش 29 جولاي 2002 روزنامه واشينگتن پست نشان داد كه اطلاعات تازه تر، ايالات متحده و اسرائيل را نسبت به زمان دستيابي ايران به بمب اتمي به شدت نگران كرده است. اين اطلاعات صحت پيشبينيهاي مذكور را مورد ترديد قرار مي داد.
به نوشته واشينگتن پست ماهوارههاي جاسوسي، تصاويري از نيروگاه اتمي بوشهر گرفته بودند كه به عقيده كارشناسان نشان دهنده تجهيز اين نيروگاه به لولههاي خنك كننده، پمپها و دستگاههايي بود كه در مراحل نهايي تكميل يك نيروگاه به كار مي آيد. اين تصاوير همچنين نشان دهنده استقرار سلاحهاي ضد هوايي جديد در اطراف نيروگاه بوشهر بود.
چند روز پيش از انتشار اين گزارش روزنامه اسرائيلي هاآرتص از تشكيل جلسه فوق العاده شوراي امنيت ملي اين كشور براي بازنگري در سياست اسرائيل در قبال ايران خبر داده بود. اسرائيل بارها از نيروگاه اتمي بوشهر به عنوان تهديدي براي امنيت ملي خود نام برده است و نسبت به تكميل آن هشدار داده است. واشينگتن پست در گزارشش اين هشدارها را با يادآوري سرنوشت «اوزيراك» همراه كرده است و در پايان به نقل از جان پايك، رئيس «مركز پژوهشهاي بي طرفانه اطلاعاتي و نظامي» آورده است: «در طول يكسال آينده آمريكا و اسرائيل يا به تأسيسات اتمي ايران حمله مي كنند و يا تن مي دهند به اينكه ايران به كشوري اتمي تبديل شود».
كمتر از دو ماه پس از انتشار اين گزارش، در 23 سپتامبر 2002 آلكساندر روميانتسف، وزير انرژي اتمي روسيه به اينتر فاكس گفت كه نيروگاه 1000 مگاواتي بوشهر تا پايان سال 2003 به بهره برداري مي رسد. وي بدون اشاره به سخنان چندي پيش مقامات ديگر روسيه كه از برنامه اين كشور براي ساخت 5 رآكتور ديگر در ايران سخن گفته بودند، اعلام كرد كه روسيه برنامه اتمي ديگري در ايران ندارد.
آنچه تكميل نيروگاه بوشهر را ـ كه زير نظر آژانس بين المللي انرژي اتمي فعاليت مي كند ـ به يك تهديد تبديل كرده است اين نكته است كه سوخت اتمي مورد استفاده در چنين نيروگاهي، پس از مصرف، براي ساخت سلاح اتمي به كار مي آيد. هرچند در اوايل سپتامبر، روسيه گفت طرحي براي خارج كردن باقيمانده سوخت نيروگاه بوشهر در دست دارد، هنوز ايران موافقت خود را با چنين طرحي اعلام نكرده است.
در «دوسيه عراق» كه هفته گذشته توسط توني بلر، نخست وزير انگليس ارائه شد و از آن به عنوان كيفر خواستي عليه حكومت صدام حسين و توجيه ضرورت حمله به عراق ياد مي شود، بيش از هر چيز بر برنامههاي توليد سلاح كشتار جمعي اين كشور تاكيد شده است. واقعيت اين است كه متقاعد كردن جهان براي حمله نظامي به يك كشور و ساقط كردن حكومت آن با تكيه بر نقض گسترده حقوق بشر در آن كشور يا هر چيز ديگري كه بر تهديد مستقيم و جدي «امنيت جهان» دلالت نكند بسيار دشوار است، اما آنچه به مثابه «چشم اسفنديار»، كشورهاي «ياغي» را در پيشگاه افكار عمومي جهان آسيب پذير مي كند، هر نوع توانايي ايست كه براي امنيت جهانيان «تهديد» محسوب شود.
دولت ايالات متحده آمريكا در اعلام سياستهاي راهبردي جديدش به صراحت مي گويد: «بزرگترين خطري كه ملت آمريكا را تهديد مي كند، استفاده از فناوري براي مقاصد تندروانه است... ما در مورد سلاحهاي كشتار جمعي، خواستار ممانعت از گسترش آنها و از بين بردن تهديدها پيش از بروز و عملي شدنشان هستيم... نيروهاي نظامي آمريكايي آنقدر قوي هستند كه هر كشوري را كه براي مقابله با آمريكا تلاش كند، از اين كار باز مي دارند.»
***
اسرائيل در سال 1981، هنگامي كه براي حمله به «اوزيراك» تحت فشار قرار گرفته بود؛ براي اثبات تهديد آميز بودن فعاليتهاي اين رآكتور بيش از هر دليل و شاهدي بر يك اظهار نظر نسنجيده مقامات عراقي تكيه مي كرد. هنگامي كه ايران حمله ناموفقي عليه «اوزيراك» انجام داده بود، مقامات عراقي گفته بودند كه اين رآكتور اساساً تهديدي عليه ايران نيست؛ بلكه هدف فعاليت آن «دشمن صهيونيستي» است. در نهايت كسي تاكيد صدباره مقامات عراقي و فرانسوي بر غير نظامي بودن مقاصد «اوزيراك» را در برابر اين اظهار نظر صريح نپذيرفت.
مقامات ايراني نيز صدها بار بر غير نظامي بودن فعاليتهاي اتمي ايران تاكيد كردهاند، اما سايت اينترنتي «فدراسيون دانشمندان آمريكا» در معرفي برنامههاي اتمي ايران در كنار اين تاكيدات، جملهاي را از آيتالله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران نقل كرده است كه وي در سال 1365، هنگامي كه رئيس جمهور ايران بود خطاب به كاركنان «سازمان انرژي اتمي ايران» گفته است.
«ما هم اكنون به انرژي اتمي نياز داريم... كشور ما همواره مورد تهديد خارجي بوده است. كمترين كاري كه ما مي توانيم در اين رويارويي انجام دهيم اين است كه به دشمنانمان بفهمانيم توان دفاع از خود را داريم. لذا هر قدمي كه شما اينجا بر مي داريد، براي دفاع از كشور و انقلابتان است. با چنين انگيزهاي شما بايد به سختي و به سرعت كار كنيد...»
بهزاد فرهمند 10 مهرماه1381- تهران
----------------------------------------------------------
منابع:
" Iran's Emerging Nuclear Plant Poses Test For U. S " Washingtonpost , Dana Priest , 29 July 2002
" Israel's Air Strike Against The Osiraq Reactor: A Retrospective " Anthony D'Amato 1996
" A Story Of Iran's Quest For Power " Washingtonpost , Michael Dobbs , 13 January 2002
" C. I. A Tells Clinton an Iranian A-Bomb Can't Be Ruled Out " new york times 17
January 2000 " Iran's Nuclear Facilities: a Profile " Andrew Koch & Jeanette Wolf , Center For Nonproliferation Studies
F. A. S Documents